ننگ ها ..
پیش نویس ..
من فراموش كرده بودم .. نظرات را فعال كنم .. چیزی از دست داده ام .؟
اما این لینك ..ما رای نمی دهیم .. را از دست ندهید و ندهم ..
بخوانیم و ندانیم .. قصه انسانهای گیر كرده و تماشاگر بازی قدرت در جمهوری اسلامی است ..
« …جمهوری اسلامی در عرصه ی نمایش عمومی دست به نوعی خودزنی زده است و البته مردم در این نمایش همچنان نه بازیگر، که تماشاگرند. در حوزه «نمادین»، جمهوری اسلامی سالهاست که مرده است، اما چیست که مرگ «واقعی» آن را همچنان به تاخیر می اندازد؟ جمهوری اسلامی باید دو بار بمیرد، آنچه مرگ نمادین آن را در مرگی واقعی برای بار دوم به تجربه می نشیند، تشکیل یک «سوبژکتیویته ی جمعی» است. این سوبژکتیویته جمعی بی شک نه در سوژه شدن جمعیِ ما در حمایت از یکی از جناح های قدرت، که در سوژه شدن جمعیت ما بر علیه تمامی جناح های قدرت شکل می یرد. مسئله این است که «موقعیت های رهایی» که جناح های حاکم پیش روی ما می گذارند، موقعیتهای کنترل شده ای هستند. امکان تغییر نه از موقعیتهای کنترل شده که از «رویداد» آفریده می شود. امر ممکن از دل رویدادی زاده می شود که یک نَفَس و هستی تازه می آفریند. ما جامعه ایران را مستعد شکل دادن موقعیتهای بیانی ای می دانیم که سوبژکتیویته ی تازه ای را به بار می آورد. و این موقعیتهای بیانی از دل جنبش های اجتماعی نوپایی بوجود خواهد آمد که دیر یا زود تمامی کاندیداها و مهره های رنگین نظام را سدّ راه رهایی خود خواهند یافت. در شرایط کنونی، متاسفانه ما در قالب مفهوم ریاکارانه ی «تغییر» همچنان داریم به زبان حکومت موجود سخن می گوئیم. ترس «زمانه ی نو»یی از انقلاب در همین نکته نهفته است : ما خواهان تغییر در شرایط موجود هستیم، حاضریم به خاطر آن یک هفته توی خیابان برقصیم و عربده بکشیم، اما نکند شرایط «واقعاً» تغییر کند(شما بخوانید “انقلاب شود”)!! به نظر من جامعه ایران با تمامی بالندگی جنبش های اجتماعی نوظهورش در چنین موقعیت ریاکارانه ای بسر می برد و سعی دارد دستان خویش را پالوده و تمیز نگاه دارد. شاید بتوان در این مثال از جان زیبا با ژیژک همراه شد که “نفی” همان نگرش انتقادی جان زیبا نسبت به محیط پیرامون خویش است، و “نفی در نفی” در حکم کسب بصیرت نسبت به این امر است که چگونه خود جان زیبا به همان جهان خبیثی که قصد طردش را دارد، وابسته است و نتیجتاً بطور کامل در آن مشارکت دارد. «
ننگ انتخابات ….
در ایران حكومت و نظام و دم و دستگاهی كه در تصمیم گیری و شكل دادن به سیاست داخلی و خارجی و اقتصادی و اجتماعی .. و فرهنگی .. موثرنقش دارد .. به گفته خود دولتمدارها و دست اندر كارها ..
یك نظام دینی و شرعی است .. و تمام قوانین اش از اسلام و مذهب شیعه تبعیت می كند و این سیاست كه مثل دیانت انهاست بر پایه همان اسلامی گذارده شده …كه اصل و اساس ان بر بازار تجارت و دلالی و واسطه گری و برده داری و غلام و كنیز و مقلد و عبد و عبید و جنگ و كشتار و پرستنده و ستایشگر و صیغه بازی و اخوند صفتی و زهد و دروغ و ریا … می باشد ..
در این نظام .. نماینده خدا كه اخوندی در ظاهر.. طاهر و پاك و مقدس است .. با چانه زنی اخوند ها و مقلد ها و پیروهای دیگر .. تصمیم می گیرند .. كه چه كسی برای نظام دینی و بازار دلالی شان .. و ..مناسب است و می تواند چند صباحی عمر غارت و چپاول و اقازاده بازی و مزدوری و شكنجه گر ی و رافت اسلامی را .. و … دراز كند ..
پس انتخاب انهاست كه باید مردم با مضحكه ای به نمایش ان دلبسته و تایید كنند كه این انتصاب چهار سال دیگر هم عمر ننگین غارت بازاری را تداوم بخشد و فقر و بیكاری و ناامیدی و یاس و دروغ و زهد و ریا و دزدی و مفت خوری را گسترش دهد و به ان هم افتخار كند كه ما استقلال داریم كه .. از شما جرثقیل بخریم و دارش را بزنیم .. از شما دم و دستگاه انرژی هسته ای بخریم و مدعی شویم كه خودمان در اشپزخانه امكاناتش را فراهم كرده ایم ..از شما وسائل مدرن بریدن اعضا بدن بخریم و قوانین ارتجاع اسلامی را اجرا كنیم كه فقیر و بدبختی كه از زور نداری افتابه ای برداشته « دزدیده « است را از دست و پا ناقص كنیم كه مالكیت محترم و بازار دلالی و چپاول راحت و اسوده بخوابد و فقیر و بدبخت و بیكار زیر اسمان سیاه كه قرار بود خدایی كبود باشد .. خواب به چشمش نیاید ..
این ننگ است و قلم و قدم ما این ننگ را انتخاب نمی كند ..
ننگ علمی ..
از ماموران و مزدوران حكومت دینی كه بگذریم در سانسور و فحاشی و پرده دری و قاطی كردن هم چیز و گل الود كردن اب و .. استاد و معزورند و جیره مفت خواریشان از این دستگاه احمق سازی شرع خلیفه ای تامین می شود … بسیاری كه نفع مستقیمی هم در بارگاه خلیفه مسلمین ندارند .. همه چیز را قاطی هم می كنند از جمله .. دین اسلام .. با علم و دانش مخالف نیست و اصلن خود اسلام یعنی علم و دانش و قران یك كتاب علمی است و و .. و .. یادمان نرود .. دمكراسی دینی .. روشنفكر دینی .. سوكولاری كه فرزند خداست .. گفتگوی تمدنی با قاتل تمدن … هم از افتخارهای ننگین است و البته اختراع مختص بازار اسلامی می باشد .. و ایكاش تاریخ نویسان این اختراع بازار اسلامی را با اب و تاب در كتانهای تاریخ ثبت كنند … كه ایندگان از این افتخار بی خبر نباشند ..
بر گور تاریخ چه خواهد نوشت خردمند دانش پژوه
در میان میلیارد ها امكان و دانش .. در حماقت هپروتی خویش ماند ..
ننگ عشقی ..
این ننگ هم باز مختص همان دستگاه مقلد و بت پرست پروری است .. در منجلاب مواد مخدر و فخشا و قتل و غارت و خفقان و سركوب و بیكاری و فقر و نا امیدی و .. زندان و بریدن زبان و سنگسار و …نشسته است ..می خواهد با عشق و محبت دنیا را تكان دهد .. یكی هم اگر پیدا شود بگوید كه تو خود نمی دانی عشق چیست و تازه همان دوستان هپروتی اطرافت هم هر كدام عشق را به نفع بازار دلالی خودشان تعبیر و تفسیر می كنند ..
یكی عاشق امام « زمان « در چاه جمكران است ..
یكی غاشق امام اقتصاد مال خر است ..
یكی عاشق علی شریعتی دكترای دری ور است
یكی عاشق عرق بو گندوی مردیكه گاو نر است
یكی عاشق چشم شهلا در رویای اب حوضی است
یكی عاشق لایزال و بی خاصیت و كر و كور و لال و بی ثمر است
خودش هم در اسودگی و رفاه در بالا خانه ای نشسته و دل می دهد و قلوه می گیرد و…… پیروها ی دست بوس هم می ایند كه چه نشسته ای تو بما انرژی مثبت دادی .. ما با كلمات عاشقانه تو زنده ایم …
با پیدایش و افزونی این عشاق ما توان اندشیدن عشقی را نداریم و در جایی خواستیم بگوییم عاشق انسان و انسانیتیم و یا داریم می شویم ..دیدیم پاتك زدند .. و فرمودند ..كدام انسان ..؟
ننگ فراموشی ..
این ننگ هم بسیار هواه خواه و پیرو دارد .. ولش كن فراموش كن كه چه بر ما گذشته و چه بر ما می گذرد .. روزمرگی را بچسب .. سلام .. حالت خوب است .. ما كاری به سیاست نداریم .. ما فرهنگ كاریم … فرهنگ ما ایراد دارد .. باید فرهنگ سازی كرد ….و هر كه دره ما دالان بودیم و هر كه هم خره ما هم پالان می شویم .. چریدن هم به اندازه كافی داریم .. « خدایا « شكرت … این جا كه می ایید .. حرف از سیاست بدبختی .. گرسنگی .. فقر .. فحشا .. بیكاری .. نزنید ها ..نرم و اهسته بیایید ..كه این فقیر و بیكار و تن فروش و كارتن خواب همه خودشان مقصرند ..هر گونه كه فكر كنی همان می شوی… خدا می داند كه به بنده اش چه بدهد و چه ندهد ..یا بنده خدایی یا بنده شیطان .. ان فقیر و تن فروش و بدبخت بنده شیطان است….. خدا خودش كریم است ..
هر كسی هم اینگونه حرف می زند و رفتار می كند .. می شود محبوب دلها .. هزاران كامنت و گل و دل و قلوه برایش می فرستند ..
كامنت دانی اگر داشته باشد .. پر می شود از لاف و گزاف گوهای فراموش صفت .. این لاف گزاف هم خودمانیم ها از ان صفات ناب فارسی ایرانی است .. « اینها را هم كه كسی نمی خواند… جواب دندان شكن فارس اریایی بما بدهد ..«
فراموشی .. بمن چه هم به همراه دارد .. از جدیت می ترسد و دشمن كار گروهی و جدی است .. كوتاه حافظه است .. بر می گردد فقط به سی ساك پیش و افتخارات شنیده .. و گاه عمیق اش بر می گردد به هزاران سال اریایی و فقط لاف و گزاف و من انچنان بودم و انچنان كردم .. پیوند با امروزش را فراموش می كند ..
مذهبی اش بر می گردد به شیعه علوی .. به « تمدن « اسلامی .. به افتخارات عدل علی .. به ازادگی حسین و لاف و گزاف های اخوند مفت خور صحنه ساز ..
این فراموشی ترس هم میاورد ترس از كلام خود .. ترس از خرد .. ترس از دانش و دانایی .. ترس از كار و تلاش .. كار در این فراموشی دزدی است .. هر كس دزد و شارلاتان كاهبردار است می شود زرنگ .. چاپلوس و مال اندوز و چند رو و چند صفت و دلال و .. می شود ادم پركار و محترم و با هوش و … فراموش می كند كه همین ادم ها به سر خودش هم كلاه گشادی گذاشته اند …
ما-همه ی آلمانها، نازی؟!
عنوان پست جدیدم هست.
سلام دوست گرامی
ممنون که منو لینک کردی ، من هم جبران کردم..
یه تک پا بیا پیشم تبریکاتی واسهی دکتر رئیس جمهورمون نوشتم .. به نظر تو ببین به مزاقش میخوره؟/
بزرگ ترین ننگ تلفیق ایمان وتکنیک در این خطه می باشد. قرون وسطا دربرابر ان بهشت است.
بامهر
اي سبزينه پوش من
پایکوبان
برسنگفرش شسته از خون كه مي رقصي ؟
ای بی شناسنامه
فکری به سوگوار تو میجنبد
سزار در روياي پادشاهی
برگور تو می خندد
وتو
خفته
به نوازندگی تزویر او
چه زیبا به رقص آمده ای
نمیدانم چه بر سر این پست ما امده است ..
دوستان یا خسته شده اند و یا ناامید و یا مشغول كار و بارند و یكی از دوستان قدیمی هم كه همیشه روبراه این جا رفت و امد می كرد .. به جرگه طرفداران اخوند كروبی پیوسته است .. خوب نغلوم است این جا كاری ندارد ..
خودمان به خودمان نظر می دهیم كه دستی از غییب بیاید و تمام دنیا و ملت نااگاه و خود اگاه ما را غیب كند ..
به در رود