شیر دانشجو

شیر دانشجویی به بیشه درد دل مردم زد
فقر و بیكاری و افیون دین و دود ، بدید
گوی فریاد و فغان را برداشت …..
اهای الود دستان زاهد و بازاری و مفتی و سپاه
زیر پل ، گوشه دروازه  ویلای خدا داد  شما
بچه ها ، صف به صف
ول و سرگدانند ، بهر یك لقمه نان شرمگین نالانند
فكر و اندیشه من در  اینجا ، گرفتار پشم و ریش خام است
این فغان رفت و…… رفت ، تندر گشت
خواب دم و دستگاه ، ستم را آزرد
هیئت مزدوری با همه تجهیزات  ، رد فریاد و فغان را كاوید
همچو كفتار پوزه گان ، خرناسه كش زشت صفت
دسته هیكلی مزدوران به تقلا افتاد
شیر دانشجو به اسیری و بند گرفتار امد
روز اول ، هر چه كفتار صفتان كوبیدند
شیر ، هیچ نجبید و نگفت
روز دوم ، در میان  بساط شلاق
نعره شیر همچو غرش رعد ، سقف قفسش ویران كرد
روز سوم ، تز شكنجه گر استادی ، به بوته ازمایش رفت
قفس از تكرار صدا انباشته شد
و به امید ترس و وحشت از این نعره شیر ، به بیرون قفس راهی یافت
شلاق  ماهرانه و بی رحم و گذشت ، در هوا می چرخید
ناگهان شیر به نجوا افتاد
« با عدالت این روزا ، داری منو چوب می زنی ، بزن ، بزن كه داری خوب می زنی »
خنده ها ، شادی ها ، سوت زنده بادی ها ، بیرون قفس را لرزاند
خسته و كوفته مزدوران ، راه نجوای قفس را بستند
هر رهگذری با لبخند  زیر لب با شادی می خواند همی
« با عدالت این روزا ، داری منو چوب می زنی  بزن ، بزن كه داری خوب می زنی …….. »
« حقیقت تلخ »

shab hambasthgy

1 پاسخ برای شیر دانشجو

  1. عرض ادب

    لطفا فایل پیوست شده را ملاحظه فرمایید و در صورت امکان انتشار دهید

    با سپاس فراوان

    مصاحبه اختصاصی پایگاه تلاطم با بهروز سورن.

    http://talatomzi.blogspot.com/

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s